وقتی خاموشی میآید! (فاجعه در استودیو!)
مرحله حساس ضبط وکال موسیقی فرا رسیده و آرتیست در اوج آمادگی برای اجرای شاهکارش است. درست در لحظهای که همه منتظر یک اجرای بینقص هستند، ناگهان برق استودیو قطع میشود! سکوت سنگینی حاکم میشود و مدیر استودیو در این لحظه بحرانی، حرفی میزند که اوضاع را بامزهتر و شاید هم استرسزاتر میکند!
موزیک و ویدیو با آیفون؟ (استودیو یا جعبه جادویی؟!)
یکی با اعتماد به نفس اعلام میکنه که دوران استودیوهای سنتی سر اومده و حالا همه با آیفون میتونن موزیک و ویدیو بسازن، میکس کنن ! مدیر استودیو که انگار حرفی برای گفتن داره، یه لبخند مرموز میزنه و ناگهان کلیپی از استیو جابز پخش میشه… !
خواننده شدن یک بز! (آهنگساز نابغه یا شوخی استودیو؟)
یه نفر با امید خواننده شدن وارد استودیو میشه. مدیر استودیو که انگار میخواد توانایی آهنگسازیش رو در ساختن قطعات برای «همه» ثابت کنه، یه بز رو میاره و صدای بز رو با نرمافزار ضبط و میکس میکنه تا یه آهنگ بسازه! این قسمت، اوجِ خلاقیت و شوخیهای استودیو در مورد تواناییهای آهنگسازی رو به نمایش میذاره، جایی که حتی یک بز هم میتونه ستاره موسیقی بشه!
رپرِ « خدای صدا!» | قسمت هشتم
آرتیست ما، “یکوب”، با هیجان وارد استودیو میشه. به محض بسته شدن درب، با صدای بلند فریاد میزنه: «وایسا! چرا صدای در رو ضبط نکردی؟ اون صدا خدا بود، خفن بود، باید ضبط میشد!» ناظر صدا که از این درخواست عجیب و غریب و توهمات “یکوب” کلافه شده، با یک لوله بزرگ به سمتش میره تا «ادبش کنه»!
رپرِ «گنگستر توهمی!» | قسمت ششم
در قسمت ششم، “یکوب” با هیجان وارد استودیو میشه و اعلام میکنه که قصد داره یه کار “گنگ” ضبط کنه! اما به جای اینکه از بیت و کلمات قوی استفاده کنه، شروع میکنه با دستاش حرکات نمایشی درآوردن و صداهای “پر کردن” و “شلیک” رو با دهنش درمیاره، شبیه بچههای کوچیک که دارن بازی میکنن. بعد با غرور فریاد میزنه: “من گنگستر خفنم!!!” و همه رو در شوک و خنده فرو میبره.