وقتی خاموشی میآید! (فاجعه در استودیو!)
مرحله حساس ضبط وکال موسیقی فرا رسیده و آرتیست در اوج آمادگی برای اجرای شاهکارش است. درست در لحظهای که همه منتظر یک اجرای بینقص هستند، ناگهان برق استودیو قطع میشود! سکوت سنگینی حاکم میشود و مدیر استودیو در این لحظه بحرانی، حرفی میزند که اوضاع را بامزهتر و شاید هم استرسزاتر میکند!
خواننده شدن یک بز! (آهنگساز نابغه یا شوخی استودیو؟)
یه نفر با امید خواننده شدن وارد استودیو میشه. مدیر استودیو که انگار میخواد توانایی آهنگسازیش رو در ساختن قطعات برای «همه» ثابت کنه، یه بز رو میاره و صدای بز رو با نرمافزار ضبط و میکس میکنه تا یه آهنگ بسازه! این قسمت، اوجِ خلاقیت و شوخیهای استودیو در مورد تواناییهای آهنگسازی رو به نمایش میذاره، جایی که حتی یک بز هم میتونه ستاره موسیقی بشه!
رپرِ « خدای صدا!» | قسمت هشتم
آرتیست ما، “یکوب”، با هیجان وارد استودیو میشه. به محض بسته شدن درب، با صدای بلند فریاد میزنه: «وایسا! چرا صدای در رو ضبط نکردی؟ اون صدا خدا بود، خفن بود، باید ضبط میشد!» ناظر صدا که از این درخواست عجیب و غریب و توهمات “یکوب” کلافه شده، با یک لوله بزرگ به سمتش میره تا «ادبش کنه»!