وقتی خاموشی میآید! (فاجعه در استودیو!)
مرحله حساس ضبط وکال موسیقی فرا رسیده و آرتیست در اوج آمادگی برای اجرای شاهکارش است. درست در لحظهای که همه منتظر یک اجرای بینقص هستند، ناگهان برق استودیو قطع میشود! سکوت سنگینی حاکم میشود و مدیر استودیو در این لحظه بحرانی، حرفی میزند که اوضاع را بامزهتر و شاید هم استرسزاتر میکند!
ضبط صدا با ۵۰ هزار تومان! (حرفهای یا مفت؟!)
یه آرتیست تازهکار با بودجه بسیار محدود (فقط ۵۰ هزار تومان!) وارد استودیو میشه و میخواد یه موزیک حرفهای ضبط کنه. مدیر استودیو که انگار با این اوضاع کنار اومده، پول رو میگیره، یه صدای مترونوم پخش میکنه و صدای آرتیست رو هم با همون موبایل ضبط میکنه. در آخر، ۱۰ هزار تومان باقیمانده رو به آرتیست برمیگردونه و با لحنی کنایهآمیز میگه: «برو گمشو، کارِت تمومه!» این موقعیت، اوجِ کمدیِ استودیوهای اقتصادی رو نشون میده!
رپرِ « خدای صدا!» | قسمت هشتم
آرتیست ما، “یکوب”، با هیجان وارد استودیو میشه. به محض بسته شدن درب، با صدای بلند فریاد میزنه: «وایسا! چرا صدای در رو ضبط نکردی؟ اون صدا خدا بود، خفن بود، باید ضبط میشد!» ناظر صدا که از این درخواست عجیب و غریب و توهمات “یکوب” کلافه شده، با یک لوله بزرگ به سمتش میره تا «ادبش کنه»!
رپرِ « کمالگرای بیرحم!» | قسمت هفتم
آرتیست با چنان قدرت و تکنیکی رپ میکند که ناظر صدا (Sound Engineer) همان لحظه اول با دهان باز و نگاهی خیره از پشت سیستم میخکوب میشود. ناظر که از این اجرای بینظیر و خفن “پشمانش ریخته”، فریاد میزند: «این فوقالعاده بود! عالیه!». اما در کمال ناباوری، آرتیست با خونسردی تمام میگوید: «نه، این آشغاله! کلاً پاکش کن، بریم دوباره ضبط کنیم». ناظر صدا که از این کمالگرایی و بیرحمی آرتیست به هنرش شوکه شده، فقط با نگاهی ناباورانه به مانیتور خیره میماند.
رپرِ «گنگستر توهمی!» | قسمت ششم
در قسمت ششم، “یکوب” با هیجان وارد استودیو میشه و اعلام میکنه که قصد داره یه کار “گنگ” ضبط کنه! اما به جای اینکه از بیت و کلمات قوی استفاده کنه، شروع میکنه با دستاش حرکات نمایشی درآوردن و صداهای “پر کردن” و “شلیک” رو با دهنش درمیاره، شبیه بچههای کوچیک که دارن بازی میکنن. بعد با غرور فریاد میزنه: “من گنگستر خفنم!!!” و همه رو در شوک و خنده فرو میبره.