خوابهای مکرر، گلیچ بیداری! تنظیمکنندهی خواببیخواب
شب شده، همه خوابن…
فقط یه نفره که هنوز لوپ خورده بین خواب و استودیو: تنظیمکننده! 🎧😅
هر بار چشمهاشو میبنده،
یا یاد حرفهای عجیب آرتیستها میافته !
یا موقع خواب میبینه وسط شب آرتیست زنگ میزنه !
نتیجه:
خوابِ بیخواب!
جهان باگزده؛ مدیر استودیو التماس میکنه پول بده!
در جهان عادی، آرتیستها برای ضبط باید هزینه بدن…
اما در جهان باگزده فان استودیو، ماجرا برعکسه!
مدیر استودیو با لحن خواهشمندانه التماس میکنه که اجازه بده خودش به آرتیست پول بده!
پاواراتی در ددروم، سوت کتری بیرون!
درون ددروم، هنرمندی فروتن و متوهم در حال اجرای حماسیه؛ خودش رو پاواراتی تصور میکنه، غرق در احساسات و غرور هنری 🎤
اما بیرون… فقط سوت کتریه که اوج میگیره!
و این تضاد، خلاصهی مسیر بعضی از تولیدهای «خاصِ بیخاطب»ه.
طنزی تلخ و تصویری از موسیقیایی که در خیال تولید میشه، نه در واقعیت! ☕🎶
پروژهاش بمبه! ولی فیوزش پریده
یه رپر با اعتمادبهنفس زنگ میزنه استودیو و میگه:
«یه ترک دارم کل ایرانو میترکونه!» 💣
اما وقتی شروع میکنه به خوندن… 😅
همه چیز فرو میپاشه! مدیر استودیو هم در نهایت میگه:
«داداش این دیگه کار من نیست، این پروژه اوپنهایمره!» 🚀💀
رپرِ « کمالگرای بیرحم!» | قسمت هفتم
آرتیست با چنان قدرت و تکنیکی رپ میکند که ناظر صدا (Sound Engineer) همان لحظه اول با دهان باز و نگاهی خیره از پشت سیستم میخکوب میشود. ناظر که از این اجرای بینظیر و خفن “پشمانش ریخته”، فریاد میزند: «این فوقالعاده بود! عالیه!». اما در کمال ناباوری، آرتیست با خونسردی تمام میگوید: «نه، این آشغاله! کلاً پاکش کن، بریم دوباره ضبط کنیم». ناظر صدا که از این کمالگرایی و بیرحمی آرتیست به هنرش شوکه شده، فقط با نگاهی ناباورانه به مانیتور خیره میماند.