موزیک و ویدیو با آیفون؟ (استودیو یا جعبه جادویی؟!)
یکی با اعتماد به نفس اعلام میکنه که دوران استودیوهای سنتی سر اومده و حالا همه با آیفون میتونن موزیک و ویدیو بسازن، میکس کنن ! مدیر استودیو که انگار حرفی برای گفتن داره، یه لبخند مرموز میزنه و ناگهان کلیپی از استیو جابز پخش میشه… !
خواننده شدن یک بز! (آهنگساز نابغه یا شوخی استودیو؟)
یه نفر با امید خواننده شدن وارد استودیو میشه. مدیر استودیو که انگار میخواد توانایی آهنگسازیش رو در ساختن قطعات برای «همه» ثابت کنه، یه بز رو میاره و صدای بز رو با نرمافزار ضبط و میکس میکنه تا یه آهنگ بسازه! این قسمت، اوجِ خلاقیت و شوخیهای استودیو در مورد تواناییهای آهنگسازی رو به نمایش میذاره، جایی که حتی یک بز هم میتونه ستاره موسیقی بشه!
ضبط صدا با ۵۰ هزار تومان! (حرفهای یا مفت؟!)
یه آرتیست تازهکار با بودجه بسیار محدود (فقط ۵۰ هزار تومان!) وارد استودیو میشه و میخواد یه موزیک حرفهای ضبط کنه. مدیر استودیو که انگار با این اوضاع کنار اومده، پول رو میگیره، یه صدای مترونوم پخش میکنه و صدای آرتیست رو هم با همون موبایل ضبط میکنه. در آخر، ۱۰ هزار تومان باقیمانده رو به آرتیست برمیگردونه و با لحنی کنایهآمیز میگه: «برو گمشو، کارِت تمومه!» این موقعیت، اوجِ کمدیِ استودیوهای اقتصادی رو نشون میده!
رپرِ « خدای صدا!» | قسمت هشتم
آرتیست ما، “یکوب”، با هیجان وارد استودیو میشه. به محض بسته شدن درب، با صدای بلند فریاد میزنه: «وایسا! چرا صدای در رو ضبط نکردی؟ اون صدا خدا بود، خفن بود، باید ضبط میشد!» ناظر صدا که از این درخواست عجیب و غریب و توهمات “یکوب” کلافه شده، با یک لوله بزرگ به سمتش میره تا «ادبش کنه»!
رپرِ « کمالگرای بیرحم!» | قسمت هفتم
آرتیست با چنان قدرت و تکنیکی رپ میکند که ناظر صدا (Sound Engineer) همان لحظه اول با دهان باز و نگاهی خیره از پشت سیستم میخکوب میشود. ناظر که از این اجرای بینظیر و خفن “پشمانش ریخته”، فریاد میزند: «این فوقالعاده بود! عالیه!». اما در کمال ناباوری، آرتیست با خونسردی تمام میگوید: «نه، این آشغاله! کلاً پاکش کن، بریم دوباره ضبط کنیم». ناظر صدا که از این کمالگرایی و بیرحمی آرتیست به هنرش شوکه شده، فقط با نگاهی ناباورانه به مانیتور خیره میماند.